گل پسرم رنگین کمان می ره.
فندوق من
یه شب با بابایی رفتیم رنگین کمان . خیلی دوست داشتی و با اینکه خوابت میومد با ذوق بازی می کردی. خیلی خوشحال بودی.
عکساشو ببین:
سوار آقا ببره شدی![]()

خسته شدی دیگه....![]()

خواب خوابی اما........

نمی خوای پیاده بشی![]()

یه بازی دیگه توی رنگین کمان

چه کیفی می کنی عسلم![]()

چند شب قبلش شام خونه عمه رباب دعوت بودیم عروسش رو پا گشا کرده بود
پسرم می خواد بره خونه عمه![]()
قربونت برم چرا می خوابی؟؟؟؟؟؟؟؟؟



گل پسرم رنگین کمان می ره.
