واکسن یک سالگی گل پسر
نفس مامان
بالاخره کابوس واکسن یک سالگی ت تموم شد. چند بار تصمیم داشتم برم برات بزنم اما مریض بودی. منم که ترسو.........
همیشه از چند روز قبل از واکسنات غصه روز واکسن و درد و تبی رو که می کشی رو می خورم اما این بار خیلی خوب بود.
دیشب تا صبح دلهره داشتم .
صبح اول وقت رفتیم دنبال مامانی و رفتیم مرکز بهداشت
. قد و وزنت رو گرفت .قدت 73.و وزنت 9.300 بود. فکر نکنم خوب بود اما منم نپرسیدم.به خانومای اون اتاق سلام کردی. توی اتاق بعدی که رفتیم برای واکسن ،اول خندیدی اما تا واکسن رو زدی کمی گریه کردی
زود آروم شدی.اما به نشان عصبانیت دو دستت رو به هم زدی و گفتی د - ه. منو می گی زدم زیر خنده.
بعدم اومدیم خونه مامانی و بابایی رفت سر کار .بر خلاف فکری که می کردم اصلا تب نکردی خیلی هم سر حال بودی و تا شب خیلی کم خوابیدی و بیشتر بازی کردی. شب هم خاله ها و دایی اومدن و بهت سر زدن
.
یکی از کارایی که امشب خونه مامانی می کردی این بود:هر کسی می رفت توی اتاقت جیغ می کشیدی و میزدی روی پات تا بیاد بیرون .
امروز بهت می گفتم هاپو چی می گه می گفتی هاپ هاپ.(البته با ادبیات خودت)![]()
خدا رو شکر این نیز به خیر و خوشی تموم شد.



واکسن یک سالگی گل پسر
